عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
202
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
مىشنود ؛ و چشم او مىشوم كه با آن مىبيند . ] و بهطور محض از عين [ - حقيقت ] ازل سخن مىگويد . [ مقصود از عين ازل ، عين ازلية الآزال است كه همان ازليت ذات احدى است كه اختصاص به او دارد . و « بهطور محض » يعنى خالص از همهء ازلهايى كه عبارتند از اطوار جبروت و ملكوت از ملائكهء مقربين و غير ايشان . ] [ بايد دانست كه لغت اين نطق و سخن و گفتار ، همان لغتى است كه حق با آن در قلبهاى بندگان خاص خود سخن مىگويد ، تا خود را به آنها بشناساند ، و به واسطهء ايشان خود را به كسانى كه در پردههاى حجاب ماندهاند ، معرفى كند ؛ بدين گونه كه آن بندگان خاص ، از لغت ازل محض به سوى زبانى كه متناسب با فهمهاى مردم محجوب است ، تنزل مىكنند ، و حقايق را در قالب مثال براى ايشان بيان مىنمايند ، تا به اندازهء استعداد خود آن حقايق را درك كنند . آرى ، حقايقى كه از زبان انبياء و اوليا جارى مىشود مثلهايى است از حقايق والايى كه جز به زبان تمثيل و اشاره و رمز قابل بيان نيست . اما علماى رسوم بر همان مثلها توقف مىكنند ، و علماى معقول در حدّ معقولات خود مىايستند ، چون ايشان نيز مقيد به ادراك عقول خويش هستند ، و ازاينرو ، براى هيچيك از اين دو دسته ، فهم لغتى كه حقتعالى با آن در قلبهاى عارفان سخن مىگويد ، ميسور نيست . و لذا شيخ جليل مىگويد : ] و براى الهام غايتى است كه اشارهء به آن ممكن نيست . [ خداى متعال مىفرمايد : « عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً » « 1 » داناى غيب اوست و هيچكس را بر اسرار غيبش آگاه نمىسازد ، مگر رسولانى كه آنها را برگزيده است و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آنها قرار مىدهد . ]
--> ( 1 ) - 72 / 26 و 27 . عبد الرزاق كاشانى با استشهاد به اين آيهء شريفه ( ص 359 ) ، در تفسير آن مىگويد : « من بين يديه » اى من جهة الشهود و التلقى من الحق ؛ « و من خلفه » من جهة العقل و الحسّ ، التى تولّى عنها فى التدانى و التلقى من الحقّ عند التدلى و التنزل الى مبالغ عقول الامة للتبليغ و التعليم و التفهيم . »